ماجرای شهید شدن کوچکترین سرباز امام خمینی(ره) از زبان یک فرمانده عراقی

سرباز خمینی(ره) نباید زنده بماند!

حسن باخرد از راویان دفاع مقدس در جمع زائران کربلای ایران در مسیر اهواز به خرمشهر گفت: شهر خرمشهر در زمان جنگ سقوط کرد و اولین شهری بود که در جنگ هشت ساله به دست عراقی‌ها فتح شد و البته تلاش زیادی برای بازگرداندن آن انجام شد.

 

خرمشهر از مرز شلمچه اشغال شد و این شهر 500 روزی در دست عراقی‌ها بود و زمانی که آزاد شد به حقیقت امام فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». در این زمینه کتاب‌های بسیاری نوشته شده است؛ در یکی از این کتاب‌ها یک سرباز عراقی می‌گوید: «در زمان اشغال خرمشهر من راننده بودم یک هفته تمام طول کشید تا تمام وسایل، اجناس، ابزار، اسباب و عتیقه‌جات و هر آنچه که در خانه‌های مردم خرمشهر بود را . . .

ادامه نوشته

خاطره ای خواندنی و تاثیر گذار از روزهای جبهه و جنگ...

خاطره ای خواندنی و تاثیر گذار از روزهای جبهه و جنگ...

خواهرم ،چادرت!

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت میکند:

"يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدي صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.

وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا . . .

ادامه نوشته

روحيات و شخصيت سردار شهید رستمی در کلام همسر شهید

یادی از سردارشهید رستمی،به انگیزه 17دی ماه سالروز شهادتش

حتی نماز شب هايش قضا نمی شد

همسر شهيد بابارستمي از روحيات و شخصيت همسر شهيدش در سال هاي اول آشنايي شان سخن مي گويد و اين گونه شهيد بابارستمي را توصيف مي کند:

زماني که ما با هم ازدواج کرديم شهيد بابارستمي حدود ۲۰ سال داشت، ولي با اين وجود آن چنان مومن و پاک بود که حتي نماز شب هايش هم قضا نمي شد. هميشه روزهاي اول، پانزدهم و آخر ماه را روزه مي گرفت و حتي به من هم اطلاع نمي داد تا اين که احتمالا از خواب بيدار نشوم و برايش سحري آماده کنم. همچنين با وجود اين که سن کمي داشت، مورد اعتماد و مشورت همه اقوام و آشنايان بود. پدر من وخيلي از آشنايان با وجود اين که از نظر سني از او بزرگ تر بودند، همواره در کارهايشان با شهيد بابارستمي مشورت مي کردند و نظرات او را به کار مي بستند.

همه آشنايان مي دانستند که شهيد بابارستمي انسان بسيار خوش اخلاقي است و . . .

ادامه نوشته

نماز اول وقت

نماز اول وقت

سر تا پاش خاکي بود. چشم هاش سرخ شده بود؛ از سوز سرما. دو ماه بود نديده بودمش. بهش گفتم: «ابراهيم، حداقل يه دوش بگير، يه غذايي بخور. بعد نماز بخون.»

سر سجاده ايستاد. آستين هاش رو پايين کشيد و گفت : «من با عجله اومدم که نماز اول وقتم از دست نره.» کنارش ايستادم . حس مي کردم هر آن ممکن است بيفتد زمين . شايد اين جوري مي توانستم نگهش دارم !

راوی: همسر شهيدحاج ابراهيم همت،

عکس/ گذرنامه کربلا می‌خواهم

عکس/ گذرنامه کربلا می‌خواهم

به سبكی يك پلاك

به سبكی يك پلاك

پدر كودك را بلند كرد و در آغوش گرفت. كودك هم می خواست پدر را بلند كند. وقتی روی زمين آمد دست های كوچكش را دور پاهای پدر حلقه كرد تا پدر را بلند كند ولی نتوانست.

با خود گفت حتماً چند سال بعد می توانم.

بيست سال بعد توانست پدر را بلند كند. پدر سبك بود. به سبكی يك پلاك و چند تكه استخوان...

مهر پدر و فرزندی

با خاطرات آسمانیان

مهر پدر و فرزندی

يکي از همرزمان شهيد «مهدي زين الدين»، خاطره اي از اين شهيد را اين گونه روايت مي کند: «نزديک عمليات بود. مي دانستم دختردار شده. يک روز ديدم سرِ پاکت نامه از جيبش زده بيرون. گفتم: «اين چيه؟»

گفت: «عکس دخترمه» گفتم: «بده ببينمش.»

گفت: «خودم هنوز نديدمش.» گفتم: «چرا؟»

گفت: «الان موقع عملياته. مي ترسم مهر پدر و فرزندي کار دستم بده، باشه بعد!!»

ادامه نوشته

سفر حج بدون سوغاتی

با خاطرات آسمانیان

سفر حج بدون سوغاتی

مسافر حج بودم. آمد گفت: «عزيزجون، رفتى مکه، فقط کارت عبادت باشه، زيارت باشه. نرى خريد کنى.»

گفتم: «من که نمى خوام برم تجارت. اما نمى شه دست خالى برگردم. يک سوغاتى کوچيک براى هرکدوم از بچه ها که ديگه اين حرفا رو نداره.»

گفت: «راضى نيستم حتي برام يه زيرپوش بيارى. من که پسر بزرگتم نمى خوام. نبايد ارز رو از کشور خارج کنى، برى اون جا خرجش کنى.»

به روايت مادر شهيد سپهبد علي صياد شيرازی

ماجرای پپش بینی امام(ره) راجع به وفات طبیعی خود و شهادت شهید هاشمی نژاد

خدا هر جور که خودش دوست دارد، برای ما پیش بیاورد

شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد، یکی از بهترین یاران امام خمینی است. کسی که علاوه بر حضور در عرصه علمی و سیاسی، به صورت جدی و عمیق سلوک معنوی را هم دنبال می‌کرد و در این راه نیز متأسی به امام بود. برادر همسر شهید هاشمی‌نژاد خاطره‌ای نقل نموده است که در آن، هم به پیش‌بینی عجیب و صحیح حضرت امام اشاره شده است و هم به منزلت آن شهید نزد امام که قابلیت شنیدن چنین خبرهایی را از انسان کتومی چون امام داشت:

«من به ایشان [شهید هاشمی نژاد] عرض کردم که وضع امنیتی بسیار خطرناک است. زیرا تازه دفتر حزب جمهوری را منفجر کرده بودند و شهید بهشتی به اتفاق جمعی در آنجا شهید شده بودند و ساختمان نخست‌وزیری را منفجر کرده بودند و مرحوم دکتر باهنر و آقای رئیس‌جمهور رجایی شهید شده بودند. لذا به ایشان عرض کردم که «بیشتر مواظب خودتان باشید، خطر خیلی نزدیک شده.» که ایشان فرمودند: «ما برای خدا قدم برمی‌داریم و خدا هر جور که خودش دوست دارد، برای ما پیش بیاورد.»

«بعدا ایشان به من فرمودند که «خدمت امام بودم و من هم این کلام را به خود امام گفتم؛ . . .

ادامه نوشته

یادی از حجت الاسلام شهیدسیدعبدالکریم هاشمی نژاد به انگیزه سالروز شهادتش

شهید هاشمی نژاد روشنی چشم امام(ره)

شهيد‌هاشمي‌نژاد بي‌شك پايه‌گذار اصلي هدايت انقلاب اسلامي در مشهد بود. حضور اين نخبه انقلابي در مشهد و در شرايطي كه مقام معظم رهبري در تبعيد به سر مي‌بردند و پس از تبعيد نيز براي ادامه هدايت انقلاب، راهي تهران شدند، مسئوليت ايشان را در مبارزه با رژيم ستمشاهي و هدايت انقلاب بيش از پيش سنگين كرده بود. زندگی اين شهید حماسه آفرین، همواره توأم با مبارزه علیه ستم بود.

*زندگينامه
درتاريخ 5/5/1311شمسي در شهر علم خيز بهشهر از استان مازندران در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود. دوران رشد و بالندگي سيد عبدالكريم با اوجگيري حكومت ديكتاتوري رضاخان مواجه بود. رضاخان در دوران حكومت ننگين خود دين و دينداري را تحت فشار و اختناق قرارداده بود.


*پای درس امام(ره)
از 4 سالگی پای درس عالم بزرگ و مرد خدا آیت‌ا... كوهستانی نشست. شور و شوق و علاقه وافر به یادگیری بیشتر او را به شهر علم و اجتهاد یعنی قم كشاند. سپس به مدت 14 سال در محضر حضرت امام خمینی(ره) و آیت‌ا... بروجردی شاگردي كرد و با طی مراحل عالی فقهی و اصولی به تهذیب نفس و . . .

ادامه نوشته

از گازهای اعصاب چه می‌دانيد؟

سردشت، اولين قتلگاه شيميايی صدام + تصاوير

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان 7 تيرماه 1366 عقربه‌هاي ساعت به چهار بعد از ظهر نزديك مي‌شوند. چهار فروند هواپيماي بمب‌افكن نظامي عراق شش بمب شيميايي دوقلو؛ حاوي 550 تن گاز «خردل آرسنيك‌دار» معروف به «گاز خردل كثيف» را بارگيري كردند و فاجعه‌اى ديگر جوشيدن گرفت و اين بار در سردشت همچون هيروشيما و ناكازاكى مردم بى‌دفاع به وسيله سلاح‌هاى كشتار جمعى مورد تهاجم قرار گرفتند. بى‌گناهان زيادى شهيد و عده‌اى بى‌شمار نيز از نعمت سلامتى خدادادى ساقط شدند.


با توجه به اينكه تمامى اتفاقات اين روز پردرد در هوايى كه در فضاى شهر پخش بوده اتفاق افتاده،‌ واجب است اطلاعات آمارى هواشناسى روز فاجعه را ارائه كنيم. پارامترهاى هواشناسى كه در روز هفتم تير سال ۶۶ ثبت شده‌اند عبارتند از درجه حرارت، سمت و سرعت باد، فشار هوا، رطوبت نسبى و شرايط جوى (پديده) از ساعت ۵.۹ صبح لغايت ۵.۱۵ بعدازظهر به صورت سه ساعت سه ساعت.

تاثير پارامترهاى هواشناسى بر روى عملكرد گازهاى شيميايى در روز فاجعه

درجه حرارت: درجه حرارت ثبت شده در ايستگاه هواشناسى از داخل جعبه اسكرين در ارتفاع دومترى سطح زمين است و نشانگر دماى هواى دومترى سطح زمين است و با توجه به جذب بيشتر اشعه خورشيد توسط خاك، سطح زمين از گرماى بيشترى برخوردار خواهد بود و در عين حال ايستگاه هواشناسى در . . .

ادامه نوشته

تصاویری از شوق ديدار یار و لحظه شهادت شهدا

کجایید ای شهیدان خدایی . . .

کربلای جبهه ها یادش بخیر

ادامه نوشته

راهبردهای نیروی هوایی ارتش در هشت سال دفاع مقدس

بهترین امتحان

تاریخ همیشه آموزگار آدمی بوده و ملتی که از تاریخ درس نیاموزد و یا به فراموشی بسپارد، محکوم به تکرار اشتباهات خود و تجربه روزهای تلخ گذشته است.

گرچه امروز مدت زمانی از توقف دفاع مقدس هشت ساله گذشته، اما به جرأت می‌توان گفت که ناگفته‌های زیادی از آن دوران وجود دارد که باید به درستی برای نسل‌های امروز و آینده بیان شود.

*توطئه‌ها و دسیسه‌ها برای تضعیف و انحلال ارتش

از همان روزهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به بهانه‌های مختلف، مانند آموزش پرسنل ارتش در مراکز آموزشی آمریکا و به شمار آوردن ارتش به عنوان تنها حامی رژیم طاغوت، ضمن اعلام بی‌اعتمادی به وفاداری ارتش به انقلاب اسلامی، خواهان انحلال آن گردیدند. به گونه‌ای که «مسعود رجوی» که بعدها ماهیت ضد انقلابی وی بر همگان آشکار شد تنها پس از گذشت 12 روز از پیروزی انقلاب اسلامی، اعلام کرد «ارتش باید منحل شود» و در 5 اسفند 57، خطاب به مهندس بازرگان نخست وزیر دولت موقت گفت، «ارتش باید منحل شود و اگر مسئله ارتش حل نشود مسئول کشتارهای آینده شما هستید». از طرفی تنها . . .

ادامه نوشته

برگی از دفتر خودسازی شهیده 14 ساله + عکس

برگی از دفتر خودسازی شهیده 14 ساله + عکس

شهیده 14 ساله زینب(میترا) کمایی به سال 1346 در آبادان به دنیا آمد؛ پدرش به نام­‌های ایرانی علاقه داشت و اسم او را «میترا» گذاشت؛ وقتی او بزرگ شد، از نامش ناراضی بود و به همین خاطر آن را به «زینب» تغییر داد.

خبرگزاری فارس: برگی از دفتر خودسازی شهیده 14 ساله+عکس

خانواده کمایی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و محاصره آبادان، به اصفهان رفتند اما برادر و خواهران زینب همچنان در آبادان مقاومت می‌کردند؛ زینب در سال 1359 به رغم آوارگی در شهر جدید و فرصت تحصیل سه ماهه، با موفقیت پایۀ سوم راهنمایی را گذراند.

زینب با آن‌که در «شاهین­ شهر» غریب بود اما فعالیت­های مذهبیِ خود را در آن شهر شروع کرد؛ علاوه بر فعالیت‌های متعدد فرهنگی، برنامه‌های خودسازی را نیز لحظه‌­ای فراموش نمی­کرد. نمودار برنامۀ خودسازی یک هفته­ای­ این دانش‌آموز، مؤید این مطلب است.

فعالیت‌‌های مذهبی زینب، مورد غضب منافقین قرار گرفته بود و این کوردلان در آخرین نماز مغرب اسفند­ ماه سال . . .

ادامه نوشته

کاندیداهای ریاست جمهوری بخوانند

ماجرای گواهینامه رانندگی یک فرمانده تیپ

به گزارش خبرگزاری فارس همه ما یه جورهایی با بیت‌المال سر و کار داریم، از دانش‌‌آموزی که روی نیمکت کلاس می‌نشیند تا کارگر و کارمندهایی که در اداره و کارخانه‌ها کار می‌کنند، حتی زنی که خانه‌دار است. فرقی نمی‌کند که بیت‌المال چطوری در زندگی‌هایمان نقش دارد، مهم این است که چگونه از آن استفاده می‌کنیم.

خبرگزاری فارس: ماجرای گواهینامه رانندگی یک فرمانده تیپ

 

قبل از اینکه به حساب ما رسیدگی شود، بیاییم خودمان رسیدگی کنیم؛ چقدر به عدالت حضرت علی(ع) نزدیک هستیم، زمانی که ایشان از نور چراغ بیت‌المال برای کار شخصی‌شان استفاده نمی‌کردند؟!

سیدکاظم حسینی از همرزمان شهید «عبدالحسین برونسی» ماجرای توجه شهید برونسی به بیت‌المال و گرفتن گواهینامه رانندگی را روایت می‌کند . . .

ادامه نوشته

نگاهی به عملیات آزادسازی خرمشهر

اهداف عملیات بیت المقدس چه بود؟

اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان مهمترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هرگونه مذاکرات صلح تلقی می شد آزاد سازی این شهر می توانست تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد. بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق بود، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت. با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد.

منطقه عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است که از شمال به رودخانه کرخه، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هورالهویزه منتهی می شود. منطقه مزبور به جز جاده مرتفع اهواز- خرمشهر، فاقد هرگونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه -به دلیل مسطح بودن- برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده به دلیل در دید و نیز قرار داشتن نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر و پادگان حمید بود.

مهمترین اهدافی که در عملیات دنبال می شد عبارت بودند: . . .

ادامه نوشته

چرا شهید دوست دارد به دنیا برگردد؟

چرا شهید دوست دارد به دنیا برگردد؟

شهید و شهادت جمع آن شهدا و اشهاد است و در لغت به معنای گواه و در اصطلاح به کسی اطلاق می‌شود که در راه خدا کشته شود.

پیامبر خدا (ص) در باره این که شهادت چه جایگاهی دارد؟ فرمودند: "فراتر از هر نیکی، نیکی است تا آن گاه که مرد در راه خدا کشته شود. پس، چون در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن نیکی (و ارزشی) وجود ندارد1".

پیامبر خدا همچنین در پاسخ به این سوال که چرا شهید دوست دارد به دنیا برگردد؟ می‌فرمایند: "هیچ کس نیست که پس از مرگ نزد خداوند از خیر بهره‏‌مند باشد و در عین حال خوش داشته باشد که . . .

ادامه نوشته

هدف ما در جنگ، تربیت انسان بود

دکترحسن رحیم پور ازغدی در یادواره سردار شهید محمد طاهری، جانشین فرمانده تیپ امام صادق علیه السلام لشکر پنج نصر :

رمز پیروزی ما جهاد با نفس است نه سلاح و تجهیزات نظامی

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر این که رمز پیروزی ما جهاد با نفس است نه سلاح و تجهیزات،‌ گفت: انسان های جدیدی که با انقلاب و امام راحل(ره) خلق شدند آنقدر بزرگ بودند که مسیر تاریخ را تغییر دادند.

حسن رحيم پور ازغدي

به گزارش خبرگزاری رسا حسن رحیم پور ازغدی شب گذشته در یادواره سردار شهید محمد طاهری، جانشین فرمانده تیپ امام صادق لشکر پنج نصر در محل تالار نور مشهد، گفت: امروز شخصیت شهید طاهری و امثال او که تمام وجودشان متوجه خدا بود و به هیچ چیز دیگری توجه نداشتند، جهان جدیدی در دنیا ساخته است با انسان هایی جدید.

رحیم پور ازغدی با اشاره به خاطره ای از شهید طاهری اظهار داشت: در عملیات بدر که از نزدیک با او ملاقات داشتم، نور و حکمتی در وجودش دیدم که . . .

ادامه نوشته

دستخط شهید سیدمجتبی علمدار

ماجرای گنجشکی که در تفحص ۴۵ شهید به رزمندگان کمک کرد

ماجرای گنجشکی که در تفحص ۴۵ شهید به رزمندگان کمک کرد

 قبل از عملیات کربلای یک در مهران، نیروهای صدام عملیاتی را در آن منطقه انجام دادند که در این عملیات تعدادی از رزمندگان اسلام در آنجا به شهادت رسیدند که دشمن این رزمندگان شهید را در یک گور دست جمعی دفن می کند.

بعد از عملیات کربلای یک و آزاد سازی مهران،بچه هایی که در آن منطقه بودند هر روز مشاهده می کردند که گنجشکی پرواز کرده و در جای ثابتی می نشیند.

در این واقعه که در سال 65 اتفاق افتاده رزمنده ها هرچه تلاش می کردند که گنجشک را از محل دور کنند موفق نمی شدند و . . . 

ادامه نوشته

شادی روح شـــهدا صـــلوات

راه انقلاب ادامه دارد . . .

راه انقلاب ادامه دارد . . .

از حضرت آیت الله بهجت(ره) نقل است که ایشان فرموده اند:

" اگر تا آخر عمر شبانه روزی و بدون مزد کار کنیم، قدر و قیمت یک نفس کشیدن در این نظام اسلامی را نمی توانیم جبران کنیم "

کمتر شنیده هایی از سیر حوادث انقلابی در مشهد

کمتر شنیده هایی از سیر حوادث انقلابی در مشهد

'آیت الله خامنه ای' و 'آیت الله واعظ طبسی' دو محور اساسی حرکت انقلابی مدرسه نواب مشهد

یکی از ارکان پیشرفت و به نتیجه رسیدن انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 بی شک نقشی است که حوزه های مستقر در شهر ها داشته اند و در این بین علاوه بر نقش حوزه ی قم نباید از نقش حوزه علمیه مشهد (مدرسه ی نواب صفوی) چشم پوشی کرد.

با توجه به اسناد به جا مانده به این نتیجه می رسیم که در دوره صفویه، تعداد ده مدرسه علوم دینی در مشهد برای طلاب ساخته شده است و «مدرسه علمیه ی صالحیه مشهور به نواب» ازجمله مدارس درجه اول و . . .

ادامه نوشته

به بهانه سالگرد شهادت روحانی شهید عبدالله میثمی؛

به بهانه سالگرد شهادت روحانی شهید عبدالله میثمی؛

دنیا از نگاه شهید عبدالله میثمی

در بیان مقام و منزلت شهید همین کافی است که خداوند خطاب به شهید می‌گوید: «مِن الحی الذی لایَموت، اِلی الحی الِذی لایَموت...

دوازدهم بهمن ماه مصادف است با سالروز شهادت روحانی شهید عبدالله میثمی که به عنوان نماینده امام خمینی(ره) در قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) یعنی قرارگاه مرکزی و هدایت کننده نیروهای بسیج و سپاه برگزیده شد؛ علاوه بر این به علت حضور در خط مقدم جبهه نبرد به «روحانی خط مقدم» معروف بود.

9 بهمن 1365 در منطقه عملیاتی کربلای 5، هنگامی که عبدالله جهت تجدید وضو از سنگر خارج می‌شود، ترکشی به سرش اصابت کرده و سه روز بعد به آرزوی دیرینه‌اش می‌رسد؛ پیکر مطهر این شهید در گلستان شهدای اصفهان در قطعه حمزه سیدالشهدا آرام گرفته است.

در ادامه گزیده‌ای از کتاب «عبدالله» نوشته سید علی بنی لوحی آمده که شامل خاطرات و سخنان شهید بزرگوار است . . .

ادامه نوشته

سرداری که از روی قبض خمس‌اش شناسایی شد

یادی از شهید مهدی زین الدین

سرداری که از روی قبض خمس‌اش شناسایی شد

سردار شهید «مهدی زین‌الدین» در سال ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد، او در دوران نوجوانی با شهید محراب آیت‌الله مدنی (ره) مانوس بود و رشد معنوی و مذهبی خویش را مدیون این روحانی وارسته می‌دانست؛ به دلیل مبارزات سیاسی پدر، محل زندگی بعد از چندین جا به جایی به قم منتقل می‌شود و مبارزات انقلابی مهدی بال و پر بیشتری می‌یابد. مهدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جزو اولین کسانی بود که جذب نهاد مقدس جهاد سازندگی شد و با تشکیل سپاه به عضویت این نهاد مقدس درآمد.

او در آغاز جنگ، مسئول شناسایی یگان‌های رزمی بود اما بعد مسئولیت اطلاعات – عملیات سپاه دزفول و سوسنگرد را پذیرفت و با شناسایی دقیق و هدایت رزمندگان اسلام، ضربات کوبنده‌ای بر پیکر لشکریان صدام وارد آورد. بخشی از موفقیت‌های به دست آمده توسط رزمندگان اسلام در عملیات فتح‌المبین، مرهون تلاش و زحمات او و همکارانش در . . .

ادامه نوشته

شهيد رستمی فرمانده برنامه ريز

یادی از سردارشهید رستمی فرمانده عمليات سپاه پاسداران در مشهد

شهيد رستمی فرمانده برنامه ريز

شهيد بابامحمد رستمي در سال ۱۳۲۵ در روستاي رهورد از توابع شهر قوچان به دنيا آمد. در دوران کودکي مادرش را از دست داد و وقتي نوجواني ۱۷ - ۱۶ ساله بود به همراه پدر به مشهد مقدس مهاجرت کرد. پس از مدت کوتاهي پدر را نيز از دست داد و چون خواهر و برادري نداشت، تنها شد. بعد از اين حوادث تلخ او به ورزش و «کشتي چوخه» روي آورد.

شهید سردار بابا محمد رستمی‌ رهورد

سردار سيدهاشم درچه اي در بيان خاطراتي از وي نقل کرده است: «بدني قوي داشت. کشتي گير بود. براي تقويت روحيه پاسداران خيلي تلاش مي کرد. در پادگاني سوخته که از هر طرفش صداي رگبار و تير مي آمد از صبح تا ظهر با همه پاسداران کشتي مي گرفت... بچه ها به او «بابا» مي گفتند چون واقعا دوستش داشتند. «بابارستمي، بابارستمي» همان چيزي که در قلب بچه ها جا داشت.»

زمان سربازي اش که فرارسيد به خدمت رفت و در همين زمان شريک زندگي اش را انتخاب و با خانم زهرا بهادري ازدواج کرد که حاصل اين ازدواج . . .

ادامه نوشته

سردار شهید رستمی در کلام همسر شهید

حتی نماز شب هايش قضا نمی شد

همسر شهيد بابامحمد رستمي از روحيات و شخصيت همسر شهيدش در سال هاي اول آشنايي شان سخن مي گويد و اين گونه شهيد بابارستمي را توصيف مي کند:

زماني که ما با هم ازدواج کرديم شهيد بابارستمي حدود ۲۰ سال داشت، ولي با اين وجود آن چنان مومن و پاک بود که حتي نماز شب هايش هم قضا نمي شد. هميشه روزهاي اول، پانزدهم و آخر ماه را روزه مي گرفت و حتي به من هم اطلاع نمي داد تا اين که احتمالا از خواب بيدار نشوم و برايش سحري آماده کنم. همچنين با وجود اين که سن کمي داشت، مورد اعتماد و مشورت همه اقوام و آشنايان بود. پدر من وخيلي از آشنايان با وجود اين که از . . .

ادامه نوشته

خاطراتی خواندنی از طلبه شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی

خاطراتی خواندنی از طلبه شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی به انگیزه هفته بسیج

زندگی من در جبهه است

بی لبخند نمی دیدیش. به دیگران هم می گفت: «از صبح که بیدار می شین، به همه لبخند بزنین. دلشون رو شاد کنین. براتون حَسَنه می نویسن».

***

تو جریان انقلاب به زندان افتاد. آزاد که شده بود، خانه مان از جمعیت خالی نمی شد. دسته دسته می آمدند دیدنش. یک خروار ظرف کنار آشپزخانه جمع شده بود.

صبح یک ظرف نمانده بود روی زمین. نصف شب همه را شسته بود؛ کسی . . .

ادامه نوشته

طلائیه . . . اینجا خاکش طلاست

طلائیه

آری اینجا خاکش طلاست
نشینده ایی که علمدار روایتگری چه زیبا میسرود آری می سرود : طلائیه عجب طلائیه...
مرحوم ضابط را میگویم ...
تو نیز کفش ها را از پای دلت برکن و وارد شو یاران همگی تو را میخوانند...
آری با توام، با خودت...
مراسم آشتی کنان است بیا...
قرار است خوبان این سرزمین را واسطه آشتی کنان قرار دهیم
تو نیز دعوتی
بیا...

بخشی از وصیت نامه شهیدحاج عبدالحسین برونسی