طلائیه

آری اینجا خاکش طلاست
نشینده ایی که علمدار روایتگری چه زیبا میسرود آری می سرود : طلائیه عجب طلائیه...
مرحوم ضابط را میگویم ...
تو نیز کفش ها را از پای دلت برکن و وارد شو یاران همگی تو را میخوانند...
آری با توام، با خودت...
مراسم آشتی کنان است بیا...
قرار است خوبان این سرزمین را واسطه آشتی کنان قرار دهیم
تو نیز دعوتی
بیا...